چهارشنبه ۲۴ تیر ۱۴۰۵ – Wednesday 15 July 2026

ساعت: ۲۱:۳۰

هراس کشورهای خلیج فارس از پیامدهای برگشت‌ناپذیر بحران ایران

واضح‌ترین ضربه به صنعت نفت و گاز وارد شده است که تقریباً یک چهارم تولید ناخالص داخلی منطقه و بیشتر درآمد صادراتی آن را تشکیل می‌دهد.

به گزارش “راهبرد انرژی“، اگر تا پایان تابستان توافقی حاصل نشود، آسیب اقتصادی بلندمدت محتمل است.

آنچه به عنوان آتش‌بس موقت آغاز شد، اکنون تقریباً به اندازه جنگ قبل از آن دوام آورده است. آمریکا و ایران در ششمین هفته آتش‌بس اعلام شده در ۸ آوریل هستند. بسیاری در خلیج فارس امیدوار بودند که این آتش‌بس به سرعت به جنگ و اختلال اقتصادی ناشی از آن پایان دهد. در عوض، آنها خود را در برزخ می‌بینند. جنگ، با وجود درگیری‌ها در تنگه هرمز و حملات ایران به امارات متحده عربی، متوقف شده است. اما هیچ صلح پایداری وجود ندارد – و بنابراین تقریباً هیچ رفت و آمدی از طریق تنگه انجام نمی‌شود.

با ادامه مذاکرات، برخی از ساکنان خلیج فارس شروع به پرسیدن سوالات غیرقابل تصوری می‌کنند: اگر این وضعیت ماه‌ها طول بکشد چه؟ شورای همکاری خلیج فارس (GCC)، باشگاهی متشکل از شش پادشاهی نفتی، بحران را به خوبی مدیریت کرده و ده‌ها میلیارد دلار برای حمایت از اقتصادهای خود هزینه کرده است. مقامات مطمئن به نظر می‌رسند که می‌توانند کمی اختلال بیشتر را تحمل کنند و پس از پایان آن به سرعت به حالت عادی برگردند. با این حال، با تبدیل شدن هفته‌ها به ماه‌ها، خطر آسیب‌های پایدار افزایش می‌یابد.

در دهم ماه می، ایران آخرین پیشنهاد خود را برای آتش‌بس دائمی ارائه داد. متن آن علنی نشده است. اما دیپلمات‌های منطقه می‌گویند مسائل کلیدی همچنان حل نشده باقی مانده‌اند. طرفین هنوز در مورد مدت زمان توقف غنی‌سازی اورانیوم، نحوه برخورد با ذخایر اورانیوم غنی‌شده با خلوص بالای ایران و اینکه آیا ایران مجبور به برچیدن برخی از تأسیسات هسته‌ای خواهد شد یا خیر، به توافق نرسیده‌اند. دونالد ترامپ این پیشنهاد را «کاملاً غیرقابل قبول» خواند.

به راحتی می‌توان پیامدهای یک بن‌بست طولانی مدت برای آمریکا و ایران را مشاهده کرد. رانندگان در آمریکا اکنون به طور متوسط ​​۴.۵۲ دلار برای هر گالن بنزین می‌پردازند که ۵۲ درصد بیشتر از قبل از جنگ است. در ایران، یک مقام رسمی تخمین می‌زند که بیش از ۱ میلیون نفر شغل خود را از دست داده‌اند. تعیین میزان خسارت در کشورهای حوزه خلیج فارس دشوارتر است، زیرا آنها به شدت تلاش می‌کنند تصویری از وضعیت عادی ارائه دهند.

واضح‌ترین ضربه به صنعت نفت و گاز وارد شده است که تقریباً یک چهارم تولید ناخالص داخلی منطقه و بیشتر درآمد صادراتی آن را تشکیل می‌دهد. صادرات نفت عربستان سعودی از زمان شروع جنگ حدود یک سوم و صادرات نفت امارات متحده عربی به نصف کاهش یافته است. بحرین، کویت و قطر تقریباً هیچ صادراتی نداشته‌اند. امین ناصر، رئیس شرکت آرامکوی سعودی، غول نفتی دولتی این پادشاهی، در 10 می گفت: «اگر تجارت و کشتیرانی بیش از چند هفته از امروز محدود بماند، پیش‌بینی می‌کنیم که بازار فقط در سال 2027 به حالت عادی برگردد.»

یک نفتکش حامل گاز طبیعی مایع (LNG) قطر در 10 می موفق شد از تنگه هرمز عبور کند، که اولین نفتکش قطری بود که از زمان شروع جنگ این کار را انجام می‌داد. این کشتی که به سمت پاکستان در حرکت بود، مسیری را از طریق آب‌های سرزمینی ایران طی کرد، جایی که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (IRGC) سعی در اخذ عوارض داشته است.

 

بخش انرژی تنها بخشی نیست که به شدت به دنبال یک توافق پایدار است.

به عنوان مثال، بخش سفر و گردشگری را در نظر بگیرید که بیش از ۱۱ درصد از تولید ناخالص داخلی خلیج فارس قبل از جنگ (و سهم حتی بیشتری در امارات متحده عربی) را تشکیل می‌داد. اگرچه تعداد کمی از گردشگران به خلیج فارس می‌آیند، اما ترافیک ترانزیت، خطوط هوایی را در کسب و کار خود نگه داشته است. امارات، بزرگترین شرکت هواپیمایی در این گروه، در ماه مارس و آوریل در مجموع ۴.۷ میلیون مسافر را جابجا کرد. این تنها حدود ۵۰ درصد از بار معمول این شرکت هواپیمایی مستقر در دوبی است – اما هنوز هم بهتر از آن چیزی است که از یک شرکت هواپیمایی که مرکز آن بارها بمباران شده است، پیش بینی می شود. در پروازهای اخیر به دوحه، دوبی و ریاض، خبرنگار شما متوجه شد که کابین‌ها تقریباً پر هستند.

با این حال، وقتی از فرودگاه بیرون می‌روید، اوضاع ناامیدکننده به نظر می‌رسد. هتل‌ها به اندازه‌ای خالی هستند که پذیرشگران می‌توانند از مهمانان تازه وارد با ذکر نامشان استقبال کنند، زیرا هیچ کس دیگری در آن روز اتاق رزرو نمی‌کند. در بحرین، ارزش هزینه‌های کارت اعتباری در هتل‌ها در ماه مارس ۶۴ درصد کمتر از فوریه بود. Moody’s ، یک آژانس رتبه‌بندی، تخمین می‌زند که میزان اشغال هتل در دوبی در این سه ماهه تنها ۱۰ درصد خواهد بود که نسبت به ۸۰ درصد در فوریه کاهش یافته است. ده‌ها هزار کارگر از مشاغل بخش خدمات اخراج یا به مرخصی اجباری فرستاده شده‌اند.

با وجود بسته بودن تنگه هرمز، مغازه‌ها هنوز پر هستند. عربستان سعودی به عنوان یک شاهراه حیاتی ظاهر شده است و کالاها با کشتی به بنادر دریای سرخ تحویل داده می‌شوند و سپس از طریق زمینی به کشورهای همسایه حمل می‌شوند. کمبودهای زمان جنگ به نظر بی‌اهمیت می‌آیند: رستوران‌ها به خاطر تمام شدن گوشت Wagyu beef استرالیایی یا burrata ایتالیایی عذرخواهی می‌کنند؛ تنها فروشگاه مشروبات الکلی در ریاض به طور دوره‌ای موجودی شراب سفید خود را تمام کرده است. اما هزینه این کار، هم برای دولت‌ها و هم برای خرده‌فروشان، چشم‌گیر بوده است.

کشورهای خلیج فارس توانایی‌های متفاوتی برای مقابله با این بحران دارند. قطری‌ها می‌گویند که با وجود از دست دادن تقریباً کامل درآمد حاصل از صادرات LNG، هلیوم و سایر کالاها، می‌توانند چند ماه دیگر را تحمل کنند. بانک‌های امارات متحده عربی هنوز هم از سرمایه خوبی برخوردارند. آنها پرداخت وام‌ها را به تعویق انداخته و از هزاران کسب‌وکار، به عنوان بخشی از بسته کمکی به ارزش بیش از 6 میلیارد درهم (1.6 میلیارد دلار)، کارمزدها را معاف کرده‌اند. در مقابل، بحرین پیش از این یک توافق سوآپ ارزی 5.4 میلیارد دلاری با امارات متحده عربی امضا کرده است. در صورت ادامه بحران، ممکن است به کمک‌های مالی بیشتری نیاز داشته باشد.

بسیاری از مقامات و مدیران به پایان تابستان به عنوان مهلت اشاره می‌کنند. در چند ماه آینده، گرمای سوزان به هر حال بازدیدکنندگان و ساکنان را فراری می‌دهد. تا ماه سپتامبر، مهاجران باید برگردند و شرکت‌ها باید خود را برای میلیون‌ها گردشگر و شرکت‌کنندگان در کنفرانس آماده کنند. اگر آمریکا و ایران به توافقی که تنگه را بازگشایی کند و شبح جنگ را از بین ببرد، نرسیده باشند، رکود موقت می‌تواند به چیزی بسیار جدی‌تر تبدیل شود.

 

منبع: www.economist.com

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Energy Strategy
اتاق خبر انرژی